تبليغاتX
the dead line .....

the dead line .....

حرف ، نوشته ، شعر ، نقد ، چه می دونم ؟ هر چی !

عوض شدم انگار.....

من نمیدونم تو این چند ماه چی به سرم اومده که این همه تغییر کردم ! از خوده جدیدم هیچ خوشم نمیاد ! بالاخره تصمیممو گرفتم .... همون کاریو کردم که دوست نداشتم ..... ولی به قوله نگین ، این نیز بگذرد ..... یعنی اگه درد و بلای عالمم به سرم اومده باشه ، با این جمله راحت میشم .... واقعا ام همینطوریه ... مگه چی قراره بشه ؟ خوشم نمیاد زیاد خودمو درگیره زندگی بکنم . مممممممممممممم ..... دوس دارم بنویسم ولی حرفم نمیاد ... وقت تلف کردن شده کارم ... تابستون همینجوریه . زندگیه آدمو با همه ی برنامه هاش به هم میریزه . دلم ماشین میخواد . یه لحظه تصور کنین منه جوجه بشینم پشت فرمون ... ولی به محض اینکه گواهی نامه بگیرم ، رو مخه مامان بابا کار می کنم یه ماشین برام بگیرن . حتی اگه ژیان باشه ام اصلا مشکلی نیس. حالا انگار من گفتم و اونا ام گفتن چشم ! جوابشونو میدونم . میگن به همین خیال باش . D: ولی فک کن .... اگه ماشین داشته باشم دیگه صب تا شب تو جاده ام . هی موزیک گوش میدم . سیر ام نمیشم . آخرشم یه آقا گرگه ای پیدا میشه ، به عنوانه یه دسره فسقلی قورتم میده ! منو نمیتونه یه وعده غذا حساب کنه بس که کوچیکم ! برم دیگه .... زمان داره میره . منم برم . شاید برسم بهش .....
+ نوشته شده در  90/04/08ساعت 19:11  توسط neda tolooyee  | 

تصمیم

تو یه دو راهیه بد گیر افتادم ..... هر طرف که برم یه اتفاقی می افته که هیچ کدوم از اون اتفاقا راضیم نمیکنه .... چه کار میشه کرد ؟ کدوم درسته ؟ از دیشب فکر می کنم ولی انگار هرگز به نتیجه نمیرسم . احساسم اصلا اجازه نمیده که با عقل فکر کنم .... دارم دیوونه میشم . هیچکس ام نیست که این وسط حرف منو بفهمه . هیچکس متوجه نیست انگار. میدونم که آخرش اونی رو انتخاب میکنم که دلم نمیخواد .... نمی دونم چه بلایی قراره سرم بیاد ....

امسال همه چیزش با پارسال متفاوته به جز گرماش......

+ نوشته شده در  90/03/31ساعت 11:55  توسط neda tolooyee  | 

ندارد !

این روزا وقتم تنگه .... همش چشمم به ساعته .... از وقتی یادم میاد عاشق عقربه بلنده بودم . اونی که اوصولا قرمزه ....ثانیه شماره ..... هنوزم همون و دوس دارم ..... و متنفرم از اون ساعت شماره . چون وقتی منتظرم دیر میاد .وقتی منتظرم دیر میره .....

ممنونم از همه ی اونایی که هنوز اینجا میان . و ببخشید که وقت ندارم چیزی بنویسم .... اگه کوتاه مینویسم  واسه این نیس که سبک نوشتنم عوض شده . واسه اینه که وقت ندارم ....

+ نوشته شده در  90/02/20ساعت 20:50  توسط neda tolooyee  | 

پوچ

آیا زندگی همانیست که فکر می کردم ؟

+ نوشته شده در  89/12/16ساعت 14:9  توسط neda tolooyee  | 

من نمیرم بهشت !

میگم خودمونیما ....بهشت جایه بیخودیه ! یه دنیا که همه چی توش خوبه و آدم هیچ مشکلی نداره و از در و دیوار فرشته میباره و تو نهر عسل هست و هر چی بخوای همون موقع آماده میشه و همه جوون و خوشجیل مشجیلن و زن و شوهرا با هم مهربونن و هیچ درد و غصه و ترسی وجود نداره و هیچ آدم پیری نیست و واسه هیچی نباید زحمت بکشی و با همه دوستیو دائم در حال عبادتیو ....خب که چی حالا ؟

 از همه بدتر اینکه آدم دیگه نمیمیره ! آخه تا کی باید زندگی کنیم اونجا ؟(منو نیگا ! الان احساس کردم خیلی آدم حسابی و صالح و شایسته و از این چیزام که برم بهشت !) ولی خداییش ! حالا من نه ! هر کی بره بهشت خسته میشه به خدا ! فک کنم منظور خدا از این حرفا یه چیزه دیگه بوده ها ! وقتی آدم مشکلی نداره ، خب دیگه واسه چی باید زندگی کنه ؟ زندگی کنه که چی بشه ؟

 خب تو نهر عسل باشه که چی ؟ نه ماهی توش هست نه میشه تابستونا پاتو بذاری تو آب . عسلی میشی !اصن فک نکنم دیگه هوای گرم و سردم اونجا باشه .فک کنم دماش مناسب بدن آدم باشه !اگه واسه چیزی که میخوای زحمت نکشی که اصن داشتنش بهت مزه نمیده . اگه همه خوشگل باشن که دیگه آدم نمیفهمه قشنگی یعنی چی ...... زندگی مشترک همه ی حالش به جنگ و دعواهاشه ! بدم میاد از این شوهرایی که زیادی با زنشون مهربونن !

 ترس و هیجان و دوس دارم ! بعد فک کن .... تو بهشت از این چیزا خبری نیس! چه بی مزه .... چه boring  ! تازه من عاشق این پیرمرداییم که عصرا میرن میشینن تو پارک .همونا که چله ی تابستونم کلاه پشمی میذارن سرشون .... بعد تو بهشت اینا همشون جوونن. همشم باید عبادت کنی ! خب من اگه عبادت کردنو دوس داشتم که تو همین دنیا دو رکعت نماز میزدم به این کمر بی صاحابم !تازه آدم با همه دوسته ! یعنی همه رو میشناسی ! چه بی کلاس ! انگار بهشت یه روستای کوچولو موچولوه !

 من فک نمیکنم این حرفایی که راجع به بهشت میزنن راست باشه  ولی ..... اگه اینطور باشه واقعا ، از حالا بگم من بهشت برو نیستم ! دوزخ و برزخ و ترجیح میدم ! منم صد در صد جام تو بهشته .....شک نکنین ! بس که دختر صالح و شایسته و مسلمونی ام !!!!!! ولی خودم ایثار میکنم و جامو پیش فروش میکنم . اگه خریدارین ، خبرم کنین !

(باز این چرندیات منو جدی نگیرینااااا ! فردا نیاین بگین چرا بهشت و به مسخره گرفتماااا ! به خدا شوخی       میکنم ! ناراحت نشین یه وقت !)

پ.ن: viva Egypt !

+ نوشته شده در  89/11/16ساعت 20:22  توسط neda tolooyee  |